محمد باقر شريعتى سبزوارى
316
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
سود خود ، سود همه را مىخواهد ( اعتبار اجتماع ) و براى سود همه مردم ، پياده شدن عدل اجتماعى و از ميان رفتن ظلم را مىخواهد ( اعتبار حسن عدالت و قبح ظلم ) و در نتيجه ، فطرت انسانى حكمى كه با الهام طبيعت و تكوين مىنمايد قضاوت عمومى است و هيچگونه كينهء خصوصى با طبقهء متراقيه و متمدن كنونى ندارد و دشمنى خاصى با طبقهء پايين و قشر مستضعف نمىكند ، بلكه حكم طبيعت و مقتضاى خلقت و تكوين را در اختلاف طبقاتى ذوقها و قرايح و استعدادها مسلّم دانسته و تسليم داشته و روى سه اصل نامبرده مىخواهد هر كسى در جاى خودش بنشيند . 4 . آزادى انسان كه موهبتى طبيعى است در حدود هدايتِ طبيعت مىباشد و البته هدايت طبيعت بسته به تجهيزاتى است كه ساختمان نوعى انسانها داراى آنها مىباشد و ازاينروى هدايتِ طبيعت ( احكام فطرى ) به كارهايى كه با اشكال و تركيبات جهازات بدنى وفق مىدهد محدود خواهد بود ؛ مثلًا از اين راه ما هيچگاه تمايل جنسى را كه از غير طريق زناشويى انجام مىگيرد ( مرد با مرد ، زن با زن ، زن و مرد از غير طريق زناشويى ، انسان با غير انسان ، انسان با خود ، تناسل و توليد مثل از غير طريق ازدواج ) تجويز نخواهيم نمود . به همين علت همجنس گرايى و تجاوز به كودكان و آميزش با حيوانات ، و خود ارضايى جنسى كثيفترين عمل از نظر بشر سالم و عاقل شناخته شده و شارع مقدس نيز آن را ناپسند دانسته و گناه كبيره شناخته است . و يا مثلًا تربيت اشتراكى نوزادان و الغاى نسب و وراثت و ابطال نژاد و . . . را هيچگاه تحسين نخواهيم كرد ، زيرا ساختمان مربوط به ازدواج و تربيت با اين قضايا وفق نمىدهد . اگر جوانى احساس كند كه پدر و مادرش را نمىشناسد بسا عقده پيدا مىكند و از جامعه انتقام مىگيرد . اعتبارات سه گانهء نامبرده از اعتبارات ثابته مىباشند . 5 . اصل متابعت علم پر روشن است كه قواى فعاله همچون غرايز و تمايلات انسانى و حيوانى كه محرك